خرید بک لینک

هیچوخت جزو اونایی نبودم که با رفتنم شمعدونیا دق کنن ینی بود و نبودم برای کسی فرق نداشت! طول کشید تا با این قصیه کنار اومدم بار آخری که رفتم کسی دنبالم نیومد حتی یادمم نیفتاد من یه فراموش شده بودم فراموش شده ای که سخت فراموش می کرد و خدا می دونه چقد جون می کند که به اونی که پسش میزنه تزدیک نشه ! نمی دونی چقد سخته این واهمه ، این خاسته نشدن، اینکه همش قل بخوری که دیده شی ولی برعکس دیده نشی و فقط بشی مایه ی خنده..

+ نوشته شده در شنبه هفتم مرداد ۱۳۹۶ساعت 14:21 توسط مه... |

برچسب: نویسنده: امیر ابراهیمی تاريخ: سه شنبه 10 مرداد 1396 ساعت: 3:16

صفحه بندی