آخ
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
نمی گم بعد تو زنده نموندم زنده موندم ولی خنده رو لبام نیومد بی تو دلیلی نبود برای زندگی بی تو شادی مرد همه ی روزا همه ی شبا با یاد تو سر شد دل تنگ شد تنگ شد تنگ شد ترسید از نبودت ترسید از نداشتنت اخ که چقدر بزرگ بودی برای این دل اخ که چقدر دوست داشت این دل بعد تو فکر نکن کسی تونست خونه کنه تو این دل...
بی وفا یارم
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
باز تو تنهاییاش با خودش زمزمه کرد: بی وفا یارم اشک غم بارم روز و شب نالم از دل زارم سینه ای گشته خون پر ز غم دارم + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 20:1 توسط مه... |
فکر
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
زندگیم پز شده از فکرای منفی شب و روز دارم با این خیالات و اوهام میجنگم خیلی سعی میکنم نرمال به نظر بیام ولی تو سرم انگار جنگه تو دلم انگار اشوبه همش فکر فکر فکر ! به همه چیز از کم اهمیت ترین تا مهم ترین! نمی دونم شاید اگا رو بیارم به نوشتن یا خط خطی کردن یه کم اروم تر شم یه کاغذ برمی دارم و خطوط راس
گاهی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
گاهی یه چیزی یادم میره بعد هی به ذهنم فشار میارم که یادم بیاد ولی نمیاد این دهنمو خسته میکنه نکنه همه چی یادم بره؟ ولی تو هنوز تو خاطرمی همه چیت خنده هات طرز نگات چشمات رنگشون دستات فرم ناخونات عطرت انگار همه ش توی سرمه ! چرا من انقد عاشقتم؟ + نوشته شده در چهارشنبه هجدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:16 توسط مه...
همشو
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
نفسم بالا نمیاد همش نفسای کوتاه می کشم همش خمیازه می کشم که هوا بهم برسه دردشو تو قفسه ی سینه م حس می کنم گاهی گریه می کنم نا خوداگاه ! انگار یه چیزی کم دارم دروغ چرا می ترسم از این وضیت ! از اینکه به خودم امید بدمو بعدش ناامید شم ! میدونی برام مهم نیس چی بنویسم ولی میخام خالی شم از حرف از کلمه با ه
وقتی
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
معاشقه تنها در رختخواب نیست.وقتی زنی آستین ِ مردی را به دقت سه تا میزند که تا آرنج بالا بیاید و آنجا به بستن تکمهای قرار گیرد، وقتی مردی در خیابان زانو میزند تا بندهای از هم باز شدهی کفش ِ زن را دوباره گره بزند، به آن نگاه ِ آمیخته از عشق بنگر .نفست را که میشمارد و بیاختیار لبخند میزند، دستش
و ان مع العسر یسری
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
همیشه میگن پشت هر سختی ای یه اسونی ای هست پس من چرا گیر کردم به جاهای سختش؟پس کی قراره زندگی اسون شه؟ + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:36 توسط مه... |
اصلا
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
با امشب دو شب میشه که نرفتم بالا پشت بوم که شهرو از بالا ندیدم که این پایین زندگی کردم می دونی زندگی از این پایین لدت بخش نیس وختی قرار نیس هر روز چشت به اسمون بیفته یا به ماه یا روشناییای شهر اصلا قشنگ نیست پ.ن: تو سمت چپ قفسه ی سینه م درد حس میکنم قلبم داره بی وقفه تیر می کشه ... + نوشته شده در پن...
ولی چیکار کنم
-
تاریخ: 1396/5/20 ساعت: 1:25
دوست داشتن وختی ارزش داره که بگی همدیگه رو دوست داریم نه وختی که فقط من بگم دوست دارم ولی چیکار کنم که دوست دارم... + نوشته شده در پنجشنبه نوزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:40 توسط مه... |
مهم
-
تاریخ: 1396/5/18 ساعت: 15:47
امروز ازمایشگاه بودم حالم بد شد با ازانس فرستادنم خونه ! حس میکنم برا هیچ کس مهم نیستم! + نوشته شده در سه شنبه هفدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:44 توسط مه... |
خودت
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:03
نمی دونم چمه نمی دونم از دس دادن چی پریشونم کرده تنها چیزی که می دونم اینه که تنها کسی که می تونه از این بحران نجاتم بده خودمم خودمم که باید فکرای خوب به خودم تزریق کنم درسته بخشی از این بیماری ارثیه ولی نباید قدرت خودتم دست کم بگیری ! + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 19:51 توسط مه... |
میگه
-
تاریخ: 1396/5/17 ساعت: 3:03
درد بدیو تو سرم احساس میکنم همش می چرخه گاهی سیستم تنفسیمم بهم می ریزه تا دیروز قلبمم درگیر کرده بود و الانم درست تو کتف چپمه! وختی به سرم می رسه انگار موهامو دارن می کنن دکترا بهش میگن افسردگی من میگم مرگ تدریجی ! نمی خام بترسونمت ولی هر روز من شده مبارزه با این بیماری می ددنی سخته خودت به خودت قوت...
قدر دانی
-
تاریخ: 1396/5/16 ساعت: 3:49
امروز یکشنبه س نمی دونم چندمشه تقریبا هر روز بیرونم ولی کار خاصی نمی کنم روزا رو می گدرونم هیچ هیجانی نیست هر چند خدا رو ممنونم که هر روز یه روز تازه س که هنوز زنده م ...قبلنا زیاد شکر گذار نبودم کلی کم کم دارم یاد می گیرم بیماری خیلی چیزا رو بهم یاد داد یکیش همین بود، قدرشناسی! از داشته ها ! حالاا ...
شب
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 10:34
شب.. پشت بوم .. آسمون... ستاره ها..یه نسیم خنک...یه حس خوب...
شکست
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 10:34
یادم نمیاد هیچوخت ادم تاثیر گذاری بوده باشم چون اصلا سعی نکردم با کسی بحث کنم یه باشه گفتمو کنار کشیدم شاید اگه این کنار کشیدنو ادامه بدم روز به روز بیشتر ببازم همینطورم که این اتفاق داره میفته ...شکست همیشه مقدمه ی پیروزی نیست گاهی شروع شکست های بعدیه + نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 2...
خدایا
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 10:34
خدایا منو ببخش نه برای اینکه من لایق بخشیده شدنم چون تو بزرگواری
مسبب
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 10:34
بد دلم گرفته ..همش میخام خودمو با نوشتن اروم کنم ولی نمی شه نمی دونم چی بنویسم با کلمه ها بازی میکنم درونم اشوبیه که نگو حتی توصیف لحطه به لحظه م خوبم نمی کنه بی قرارم آروم و قرار ندارم تنها نقطه ی قوت این شب اینه که کم و بیش خابم میاد ولی خواب میتونه مگه درمانگر باشه...همیشه دوس داشتم زندگیم مثه دا
ناراحت نباش
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 10:34
ناراحت نباش برای اینکه نمی دونی از زندگی چی میخای خیلیا به مرز پنجاه سالگی رسیدن هنوزم نمی دونن از زندگی چی میخان +اللن این تسکین بود یا همدردی؟ -فکر کن هر دوش + نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 15:28 توسط مه... |
باز تویی
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 10:34
u200fهرچه کنم نمی شـود...، تا بروی تو از دلماز تو فرار می کنم ...، باز تویی مقابلم#طارق_خراسانی + نوشته شده در جمعه سیزدهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 23:25 توسط مه... |
کفر
-
تاریخ: 1396/5/15 ساعت: 10:34
کفر از کجا شروع میشه؟ -لابد از جایی که میخای و نمیرسی! این نظر توعه؟ینی ایمانت تا جایی که برسی؟ -مگه ایمان تو تا کجاست؟ نا امیدی اینان رو میخشکونه.. + نوشته شده در شنبه چهاردهم مرداد ۱۳۹۶ساعت 21:48 توسط مه... |