-خندید و دستش را دور تنم حلقه کرد، اما همان طور آرام کنار هم نشستیم. بعد گفت: همیشه به یه رودخونه فکر می کنم که جریان آبش واقعاً سریعه و دو نفر که توی آب سعی دارن همدیگه رو بچسبن، همدیگه رو سفت بگیرن، اما عاقبت می بُرن. آب خیلی شدیده. باید تن به آب بدن و از هم جدا بشن. به نظرم وضعیت ما هم
همینه...!
برچسب: همینه که هست علیزاده,همینه,همینه که هست محمد علیزاده,همینه که هست زانیار,همینه که هست به انگلیسی,همینه ساز زندگی,همینه ک هست علیزاده,همینه که هست از علیزاده,همینه که هستم,تهمینه میلانی,
نویسنده: امیر ابراهیمی
تاريخ: پنجشنبه
25 شهريور
1395 ساعت: 13:02